فطرس ملک

flower 12

    

نویسنده: م. شیخ حسینی (کارشناس ارشد مهندسی کامپیوتر ؛ این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید)  

بر اساس روایتی از امام صادق علیه اسلام (ششمین جانشین و هدایتگر پس از رسول خدا)[1]

      

مَلَک بود و حامل عرش الهی.

در سایه‌ی لطف و رحمت پروردگار، سرخوش از اطاعت آفریدگار، روزگار می‌گذراند و عبادت خالق به جای می آورد.

تا آنکه خداوند او را به امری مامور کرد و او تعلّل نمود.

به تاوان خطا، پر و بال پرواز از فُطرُس ستاندند و او را از بارگاه کبریایی به جزیره‌ای دور دست راندند؛ تا بداند پر و بال و حیات و خلقتش تنها از برای آن بوده که فرامین خالق را لبیک گوید.

آنچه او را می آزُرد عذاب تنهایی و درد اُفول جایگاه نبود. رانده شدن از رحمت پروردگار بود که دلش را به درد می آورد و دور بودن از مغفرت دادار بود که قلبش را می فشرد.

سر به سجده‌ی عبودیت گذاشت و ندای پشیمانی سر داد؛ یک سال، ده سال، صد سال، هفتصد سال!

هفتصد سالِ آزگار نوحه‌ی «یا غافر الخطایا؛ یا منتهی الرّجایا» سر داد تا خدایش بیامرزد و قصورش را ببخشاید.

تا آنکه بارقه‌ی امیدی درخشیدن گرفت. مولودی مَه جبین از نسل رحمت للعالمین پا به عرصه‌ی گیتی نهاد و خِیل ملائک را برای شادباش به محبوب و محبوبه‌ی خدا به زمین کشاند.

فُطرُس که شعف و بی تابیِ همقطاران پیشین خود را دید، از جبراییل که پیشاپیش آنان پرواز می‌کرد، علّت را جویا شد.

جبراییلِ امین، از نعمتی سخن گفت که پروردگار عالمیان به رسول گرامی‌اش - محمد مصطفی صلی الله علیه و آله - ارزانی داشته؛ نوزاد فاطمه و علی. مولودی که خداوند نامش را «حسین» گذارده و پنجمین محبوب خالق رحمان در میان فرشیان و عرشیان است. و اکنون جبراییل به همراه سایر ملائک، مأمور تهنیت به حبیب خداست.

فُطرُس، از جبراییل خواست تا او را نیز همراه خود نزد پیامبر رحمت ببرد تا شاید به دعای گرامی‌ترین بنده نزد خدای رحمان، گره از کارش باز شود.

جبراییل پذیرفت و مَحمِل او به سوی رسول خدا شد.

پیک الهی، درود و تهنیت پروردگار را به سبب میلاد مبارک این مولود فرخنده، به پیشگاه محمد عرضه کرد. آنگاه تحفه‌ای را که خدای متعال به عنوان چشم روشنی برای محبوبه‌اش  فاطمه‌ی زهرا  فرستاده بود، تقدیم داشت.[2] مأموریت، به پایان رسید اما نه جبراییل و نه هیچ کدام از ملائک دیگر، دوست نداشتند خانه‌ی نور را که امروز نُورٌ عَلَی نُور بود، ترک کنند.

و در این میانه، حالِ فُطرُس از دیگران غریب‌تر:

شرمسار از خطایی که مرتکب شده؛

امیدوار به رسولی که رحمت عالمیان نامیده شده؛

و مسرور از نعمتی که به زمینیان عطا شده.

جبریل امین، درخواست فُطرُس را به پیامبر عرضه داشت و نگاه پر مهر محمد صلی الله علیه و آله فُطرُس را به گاهواره‌ی عرشیِ حسین علیه السلام هدایت کرد.

فُطرُس نزد گهواره رفت؛ بدنش را با قنداقه‌ی حسین علیه السلام متبرّک ساخت و رحمت خدای حسین را به سوی خویش جلب نمود. پرِ پروازش شفا گرفت و غُفران الهی که سالیان سال در طلبش بود، نصیبش گردید.

او خود را آزاد شده‌ی حسین می‌دانست و راهی می جُست تا محبت خود را به نوه‌ی رسول خاتم ابراز کند. از این رو عهدی دلنشین با پیامبر مهربانی بست:

«حسین علیه السلام این حق را بر گردن من دارد که هر که او را زیارت کند، زیارت وی را به عرض حسین برسانم. هر که بر او سلامی بفرستد، سلامش را به حسین برسانم و هر که بر او درود بفرستد، درود او را به حسین برسانم.»

پس اینک ای نجات یافته‌ی حسین! سلام ما را نیز به آقای خود که از سُلاله‌ی رحمت و عترت است برسان و از جانب ما عرض کن:

«ای مولا و ای آقای ما!

ما نیز همچون فُطرُس درمانده و گرفتاریم. میلادت را بهانه‌ای می‌داریم برای آنکه از خدا طلب کنیم به برکت و حُرمت وجودت، غضب خویش از ما بردارد و نجات دهنده‌ی آخرالزمان را که نهمین فرزند از نسل توست، بر ما آشکار سازد. می‌دانیم نیازی نیست هفتصد سال دعا کنیم تا باب رحمت خدا گشوده شود و اذن ظهور منجی صادر گردد. گوشه‌ی چشمی از تو ما را بس است تا جمیع عنایات پروردگار نصیب‌مان گردد و پر و بال پروازمان شفا یابد.

پس از جانب ما آمدن فرزندت را طلب کن تا در عصر طلایی ظهور، همگان طعم خوشبختی و سعادت را بچشیم و خدا را به شایستگی عبادت کنیم.» 

      

منبع: پایگاه علمی فرهنگی محمد (ص)

   


[1] -  از امام صادق علیه اسلام نقل شده که: "إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ علیهما السلام لَمَّا وُلِدَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَبْرَئِیلَ أَنْ یَهْبِطَ فِی أَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ فَیُهَنِّیَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلم مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ جَبْرَئِیلَ قَالَ فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ فَمَرَّ عَلَى جَزِیرَةٍ فِی الْبَحْرِ فِیهَا مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ فُطْرُسُ کَانَ مِنَ الْحَمَلَةِ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی شَیْ‏ءٍ فَأَبْطَأَ عَلَیْهِ فَکَسَرَ جَنَاحَهُ وَ أَلْقَاهُ فِی تِلْکَ الْجَزِیرَةِ فَعَبَدَ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فِیهَا سَبْعَمِائَةِ عَامٍ حَتَّى وُلِدَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیهما السلام فَقَالَ الْمَلَکُ لِجَبْرَئِیلَ یَا جَبْرَئِیلُ أَیْنَ تُرِیدُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَى مُحَمَّدٍ بِنِعْمَةٍ فَبُعِثْتُ أُهَنِّئُهُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّی فَقَالَ یَا جَبْرَئِیلُ احْمِلْنِی مَعَکَ لَعَلَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله وسلم یَدْعُو لِی قَالَ فَحَمَلَهُ قَالَ فَلَمَّا دَخَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَى النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلم هَنَّأَهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْهُ وَ أَخْبَرَهُ بِحَالِ فُطْرُسَ فَقَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلم قُلْ لَهُ تَمَسَّحْ بِهَذَا الْمَوْلُودِ وَ عُدْ إِلَى مَکَانِکَ قَالَ فَتَمَسَّحَ فُطْرُسُ بِالْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام وَ ارْتَفَعَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَا إِنَّ أُمَّتَکَ سَتَقْتُلُهُ وَ لَهُ عَلَیَّ مُکَافَاةٌ أَلَّا یَزُورَهُ زَائِرٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ عَنْهُ وَ لَا یُسَلِّمَ عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ سَلَامَهُ وَ لَا یُصَلِّیَ عَلَیْهِ مُصَلٍّ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ صَلَاتَهُ ثُمَّ ارْتَفَع‏" یعنی: چون حسین بن على علیهما السلام متولد شد، خداوند به جبریل فرمان داد همراه هزار فرشته به زمین فرود آید و به پیامبر صلی الله علیه و آله از سوى خداوند و از سوى خود شاد باش بگوید. جبریل فرود آمد و از کنار جزیره‏اى در دریا گذشت که در آن فرشته‏اى به نام فطرس افتاده بود. این فرشته از فرشتگانى بود که فرمان خداوند را ابلاغ مى‏کرد و خداوند او را براى انجام کارى گسیل فرمود و چون تأخیر کرد بالهاى او شکسته شد و در آن جزیره افتاد و هفتصد سال بود که به عبادت خداوند در آن جزیره مشغول بود. و چون امام حسین متولد شد و جبریل فرود آمد، فطرس از او پرسید: اى جبریل! کجا مى‏روى؟ جبریل گفت: خداوند به محمد صلی الله علیه و آله نعمتى ارزانى داشته و مأمور شده‏ام از سوى خداوند و خودم به ایشان شاد باش بگویم. فطرس گفت: اى جبریل! مرا هم با خود ببر، شاید محمد صلی الله علیه و آله براى من دعا کند. جبریل او را با خود برد و چون به حضور پیامبر رسید و از سوى خداوند متعال و خود به ایشان شاد باش گفت و موضوع فطرس را به اطلاع رساند. پیامبر فرمودند: به او بگو دست بر این مولد بکشد و به جاى خویش باز گردد. فطرس چنان کرد و بال گشود و برخاست و گفت: اى رسول خدا! همانا امت تو به زودى او را مى‏کشد و براى حسین علیه السلام بر عهده من است که هر زایرى او را زیارت کند و هر مسلمانى به او سلام دهد و هر کس به او درود فرستد به او ابلاغ کنم و به آسمان پر کشید. بحارالانوار، ج 43، ص 243.

[2] -  آن تحفه‌ی آسمانی، لوحی بود از جانب پروردگار که در آن، هدایتگرانِ الهی، پس از رسول خدا معرفی شده بودند. در آن لوح سبز، با خط نور نوشته شده بود که پس از رسول خدا، علی بن ابیطالب، و سپس حسن بن علی و پس از او حسین بن علی، هدایت مردمان را بر عهده خواهند گرفت و نُه هدایتگر بعدی، همگی از نسل حسین علیه السلام هستند: کافی، ج 1، ص 527.

   

logo test

ارتباط با ما